![]() |
خفته در تنگنا |
![]() |
| ترانه های فرهاد و فریدون فروغی |
|
خاک
|
|
نام ترانه:خاک
شاعر:مسعود معینی آهنگساز:فریدون فروغی اجرا:۱۳۵۴ تن تو نازک و نرمه مثه برگ تن من جون می ده پرپر بزنه زیر تگرگ دست باد پر می ده برگو رو هوا اما من موندنیم تا برسه دستای مرگ نفسم این خاکه خون گرمم پاکه من از تبار پاک آریایی قشنگ ترین قصیده رهایی هوای عشق تازه نیست تو رگهام تن نمی دم به رنگ کهربایی نفسم این خاکه خون گرمم پاکه واسه رفتن دیگه دیره تن من اینجا اسیره خاک اینجا چه عزیزه عاشق قدیمی پیره نفسم این خاکه خون گرمم پاکه
|
|
2 نوشته شده در
سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 6:22 بعد از ظهر توسط پویا |
|
|
مرد تنها
|
|
سلامی دیگر
مرد تنها خواننده: فرهاد مهراد ترانه سرا: شهیار قنبری آهنگساز:اسفندیار منفردزاده
با صدای بی صدا مثل یه کوه بلند مثل یه خواب کوتاه یه مرد بود یه مرد
با دست های فقیر با چشم های محروم با پاهای خسته یه مرد بود یه مرد
شب، با تابوت سیاه نشست توی چشمهاش خاموش شد ستاره افتاد روی خاک
سایه ش هم نمی موند هرگز پشت سرش غمگین بود و خسته تنهای تنها
با لب های تشنه به عکس یه چشمه نرسید تا ببینه قطره قطره قطره آب قطره آب
در شب بی تپش این طرف،اون طرف می افتاد تا بشنفه صدا صدا صدای پا صدای پا |
|
2 نوشته شده در
جمعه سی ام تیر 1385ساعت 8:10 بعد از ظهر توسط پویا |
|
|
سلام
نام ترانه: وحدت خواننده: فرهاد آهنگساز: اسفندیار منفرد زاده شاعر: سیاوش کسرایی
وحدت الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم والا پیامدار! محمد! گفتی که یک دیار هرگز به ظلم و جور نمی ماند بر پا و استوار آنگاه تمثیل وار کشیدی عبای وحدت بر سر پاکان روزگار. در تنگ پر تبرک آن نازنین عبا دیرینه ای محمد جا هست بیش و کم آزاده را که تیغ کشیده است برستم!؟ |
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم مهر 1384ساعت 4:36 بعد از ظهر توسط پویا |
|
|
سلامی دیگر
نام ترانه: تنگنا خواننده: فریدون فروغی شاعر: فریدون شیبانی آهنگساز: اسفندیار منفرد زاده تنگنا دلم از خیلی روزا با کسی نیست تو دلم فریاد و فریادرسی نیست شدم اون هرزه گیاهی که گلاش پرپر دستای خار و خسی نیست دیگه دل با کسی نیست دیگه فریادرسی نیست آسمون ابری شده دیگه خارو خسی نیست بارون از ابرا سبک تر می پره هر کسی سر به سوی خودش داره مثه لاک پشت تو خودم قایم شدم دیگه هیچکس دلمو نمی بره دیگه دل با کسی نیست دیگه فریادرسی نیست آسمون ابری شده دیگه خارو خسی نیست ماهی از پاشوره بیرون افتاده شاپرک ها پراشون زخمی شده نکنه تو گله ی بره هامون گذر گرگ بیابون افتاده دیگه دل با کسی نیست دیگه فریادرسی نیست آسمون ابری شده دیگه خارو خسی نیست |
|
2 نوشته شده در
پنجشنبه دهم شهریور 1384ساعت 4:42 بعد از ظهر توسط پویا |
|
|
گنجشکک اشی مشی
|
|
سلام خواننده: فرهاد آهنگساز: اسفندیار منفرد زاده گنجشکک اشی مشی گنجشکک اشی مشی لب بوم ما مشی بارون میاد خیس میشی برف میاد گوله میشی میافتی تو حوض نقاشی خیس میشی؛ گوله میشی میافتی تو حوض نقاشی کی میگیره؛ فراش باشی کی می کشه؛ قصاب باشی کی می پزه؛ آشپز باشی کی می خوره؛ حکیم* باشی
* فرهاد این کلمه را در کنسرتش در امریکا « حاکم » تلفظ کرده است. |
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1384ساعت 8:13 بعد از ظهر توسط پویا |
|
|
زندون دل (تنگنا)
|
|
سلامی دیگر...
نام ترانه: زندون دل خواننده: فریدون فروغی ترانه سرا: ویلیام خنو آهنگساز: ویلیام خنو سال اجرا: ۱۳۵۱ زندون دل پشت این پنجره ها دل می گیره غم و غصه دلو تو می دونی وقتی ا بخت خودم حرف می زنم چشام اشک بارون می شه تو می دونی عمریه غم تو دلم زندونیه دل من زندون داره تو می دونی هر چی بش می گم تو آزادی دیگه می گه من دوست دارم تو می دونی می خوام امشب با خدام شکوه کنم شکوه های دلمو تو می دونی بگم ای خدا چرا بختم سیاست چرا بخت من سیاست تو می دونی پنجره بسته می شه شب می رسه چشام آروم نداره تو می دونی اگه امشب بگذره فردا می شه مگه فردا چی می شه تو می دونی عمریه غم تو دلم زندونیه دل من زندون داره تو می دونی هر چی بش می گم تو آزادی دیگه می گه من دوست دارم تو می دونی |
|
2 نوشته شده در
پنجشنبه بیستم مرداد 1384ساعت 10:40 بعد از ظهر توسط پویا |
|
|
هفته خاکستری
|
|
سلامی دیگر ترانه: هفته خاکستری خواننده: فرهاد مهراد آهنگساز: اسفندیار منفرد زاده هفته خاکستری شنبه روز بدی بود روز بی حوصلگی وقت خوبی که می شد غزلی تازه بگی ظهر یکشنبه من غزل نیمه تموم همه خونه هاش سیاه توی خونه جغد شوم صفحه کهنه یادداشت های من گفت دوشنبه روز میلاد منه اما شعر تو میگه که چشم من تو نخ ابر که بارون بزنه آخ اگه بارون بزنه؛آخ اگه بارون بزنه غروب سه شنبه خاکستری بود همه انگار نوک کوه رفته بودن به خودم هی زدم از اینجا برو اما موش خورده شناسنامه من عصر چهارشنبه من هه!... عصر خوشبختی ما فصل گندیدن من فصل جون سختی ما روز پنج شنبه اومد مثه سقاهک پیر رو نوکش یه چیکه آب گفت به من: بگیر بگیر جمعه حرف تازه ای برام نداشت هر چه بود خیلی پیشتر از اینها گفته بود |
|
2 نوشته شده در
شنبه پانزدهم مرداد 1384ساعت 11:7 بعد از ظهر توسط پویا |
|
|
نیاز
|
|
سلام ترانه: نماز(نیاز) خواننده: فریدون فروغی ترانه سرا: شهیار قنبری آهنگساز: اسفندیار منفردزاده سال اجرا: 1352 نیازتن تو ظهر تابستون به یادم میاره رنگ چشمای تو بارون به یادم میاره وقتی نیستی زندگیم فرقی با زندون نداره قهر تو تلخی زندون به یادم میاره من نیازم تو رو هر روز دیدنه از لبت دوست دارم شنیدنه تو بزرگی مثه اون لحظه که بارون میزنه تو همون خونی که هر لحظه تو رگهای منه تومثه خواب گل سرخی لطیفی مثه خواب من همونم که اگه بی تو باشه جون می کنه من نیازم تو رو هر روز دیدنه از لبت دوست دارم شنیدنه تو مثه وسوسه شکار یک شاپرکی تو مثه شوق رها کردن یک بادبادکی تو همیشه مثه یک قصه پر از حادثه ای تو مثه شادی خواب کردن یک عروسکی من نیازم تو رو هر روز دیدنه از لبت دوست دارم شنیدنه تو قشنگی مثه شکلایی که ابرا می سازن گلای اطلسی از دیدن تو رنگ می بازن اگه مردای تو قصه بدونن که اینجایی برای بردن تو با اسب بالدار می تازن من نیازم تو رو هر روز دیدنه از لبت دوست دارم شنیدنه
|
|
2 نوشته شده در
جمعه چهاردهم مرداد 1384ساعت 12:56 بعد از ظهر توسط پویا |
|
|
جمعه
|
|
سلام
امروز ترانه ای زیبا از فرهاد را برای شما نوشته ام.ترانه ای که شاید بتوان عنوان معروفترین ترانه این خواننده بزرگ را به آن داد. این ترانه را شهیار قنبری سروده و اسفندیار منفردزاده آهنگ زیبایش را ساخته است .
جمعه توی قاب خیس این پنجره ها عکسی از جمعه غمگین می بینم چه سیاهه به تنش رخت عزا تو چشاش ابرای سنگین می بینم داره از ابر سیاه خون می چکه جمعه ها خون جای بارون می چکه نفسم در نمیاد؛ جمعه ها سر نمیاد کاش می بستم چشامو؛ این ازم بر نمیاد داره از ابر سیاه خون می چکه جمعه ها خون جای بارون می چکه عمر جمعه به هزار سال می رسه جمعه ها غم دیگه بیداد می کنه آدم از دست خودش خسته می شه با لبای خسته فریاد می کنه داره از ابر سیاه خون می چکه جمعه ها خون جای بارون می چکه جمعه وقت رفتنه؛ موسم دل کندنه خنجر از پشت می زنه؛ اون که همراه منه داره از ابر سیاه خون می چکه جمعه ها خون جای بارون می چکه |
|
2 نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم مرداد 1384ساعت 5:38 بعد از ظهر توسط پویا |
|
|
زندون دل
|
|
سلامی دیگر
امروز دوست دارم ترانه ای از فریدون فروغی را برای شما بنویسم. ترانه زندون دل را که ویلیام خنو شاعر وآهنگساز آن بوده است و فریدون آن را در سال ۱۳۵۱اجرا کرده است. زندون دل پشت این پنجره ها دل میگیره غم و غصه دلو تو میدونی وقتی از بخت خودم حرف میزنم چشام ابر بارون میشه تو میدونی عمریه غم تو دلم زندونیه دل من زندون داره تو میدونی هر چی بهش میگم تو آزادی دیگه میگه من دوست دارم تو میدونی می خوام امشب با خدام شکوه کنم شکوه های دلمو تو میدونی بگم ای خدا چرا بختم سیاس چرا بخت من سیاس تو میدونی پنجره بسته میشه شب میرسه چشام آروم نداره تو میدونی اگه امشب بگذره فردا میشه مگه فردا چی میشه تو میدونی عمریه غم تو دلم زندونیه دل من زندون داره تو میدونی هر چی بهش میگم تو آزادی دیگه میگه من دوست دارم تو میدونی |
|
2 نوشته شده در
پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1384ساعت 4:30 بعد از ظهر توسط پویا |
|
|
آغازی بر نوشته هایم
|
|
سلام
من این وبلاگ را به عشق دو خواننده مورد علاقه ام فرهاد مهراد و فریدون فروغی ساخته ام. دو بزرگی که نمی توان تاثیر بسزای آنان را در موسیقی نوین ایران نادیده گرفت.من در این وبلاگ سعی می کنم که ترانه های این دو و همچنین شرحی مختصر از زندگیشان را بنویسم. من برای این اولین نوشته ام ترانه کودکانه فرهاد را که شهیار قنبری آن را سروده و اسفندیار منفردزاده آهنگ آن را ساخته است انتخاب کرده ام: کودکانه بوی عیدی ، بوی توپ، بوی کاغذ رنگی بوی تند ماهی دودی، وسط سفره نو بوی یاس جانماز ترمه مادربزرگ با اینا زمستونو سر می کنم با اینا خستگیمو در می کنم شادی شکستن قلک پول وحشت کم شدن سکه عیدی از شمردن زیاد بوی اسکناس تا نخورده لای کتاب با اینا زمستونو سر می کنم با اینا خستگیمو در می کنم فکر قاشق زدن یه دختر چادر سیاه شوق یک خیز بلند از روی بته های نور برق کفش جفت شده تو گنجه ها با اینا زمستونو سر می کنم با اینا خستگیمو در می کنم عشق یک ستاره ساختن با دولک ترس ناتموم گذاشتن جریمه های عید مدرسه بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب با اینا زمستونو سر می کنم با اینا خستگیمو در می کنم بوی باغچه،بوی حوض،عطر خوب نذری شب جمعه پی فانوس توی کوچه گم شدن توی جوی لاجوردی هوس یه آبتنی با اینا زمستونو سر می کنم با اینا خستگیمو در می کنم |
|
2 نوشته شده در
سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1384ساعت 10:51 بعد از ظهر توسط پویا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو Free Website Counters |
| درباره وبلاگ |
من پویا هستم متولد سال 67.عاشق موسیقی و ادبیاتم.البته هیچ موسیقی رو مثل موسیقی فرهاد و فریدون فروغی دوست ندارم.خوشحال میشم نظراتتون رو درباره وبلاگم بدونم.
|
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1386 تیر 1385 مهر 1384 شهریور 1384 مرداد 1384 خرداد 1384 اردیبهشت 1384 |
| پیوندها |
|
مهمانخانه مهمان کش من و تو |
|
RSS
|